اولوالالباب ( صاحبان خرد ناب )

اعتدال در قرآن ، بینش ها و گرایش ها ، سیاسی اجتماعی

اعتدال در تکوین

از ویژ گی های نظام آفرینش اعتدال ، توازن و هماهنگی بین موجودات است . قرآن کریم  در وصف خداوند  فرموده ،"الذی خلق فسوی"(اعلی، 2) کسی که آفرینش او معتدل و موزون است .در باره آسمان‏هاى هفتگانه نیز فرموده آن ها داراى اعتدال و بدون كمترين اعوجاج و ناهماهنگى است. « ...فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ ...»  (بقره ، 29) و نیز فرموده

زمين داراي اعتدال وتوازن است  « الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِراشا...»( بقره ، 22 )

تعبير به" فراش" (بستر استراحت) هم مفهوم آرامش و استراحت را در بر دارد وهم گرم و نرم بودن  و در حد اعتدال قرار داشتن .

امام سجاد (ع)نیز  در اين مور د فرموده اند :«خداوند زمين را باب و موافق جسم شما آفريده ، نه گرم و سوزان آفريده ونه زياد سرد آفريده ،نه زياد معطر وزننده و نه آن را بد بو آفريده تا مايه هلاكت شود .آن را همچون آب قرار نداد كه در آن غرق شويد و نه سفت و محكم ،  تا بتوانيد در آن خانه بسازيد...[5]»  

هماهنگي  و تناسبي كه بين موجودات گوناگون در آسمان و زمين وجود دارد سبب اعتدال و توازن در هستي شده است.

 اعتدال در آفرينش گياهان

نه تنها آسمان ، زمين و ساير كرات هستي از خلقتي معتدل و موزون برخوردار است بلكه همه آن چه از زمين مي رويد، به صورتي موزون ميباشد. چنان چه در قرآن كريم در اين باره فرموده :... وأنبتنا فيها من كلّ شىء مّوزون( حجر‌،15)

 اعتدال در خلقت انسان

در باره آفرینش انسان در قرآن کریم چنین امده : " یاایها الانسان ما غرک بربک الکریم الذی خلقک فسواک فعدلک (انفطار ،6) : ای انسان چه چیزی تو را نسبت به پروردگارت مغرور کرد همان پروردگاری که تو را معتدل و موزون آفرید

 اعتدال در عقیده

قرآن مجید از گرایش به توحید با واژه " حنیف "  یعنی معتدل و میانه یاد کرده :" فاقم وجهک للدین حنیفا فطرة الله التی فطرالناس علیها ...( روم ، 30)،از موحد به عنوان اعتدال گرا یاد کرده است و فرموده مشرکان و بت پرستان هنگام روبرو شدن با خطرات برای نجات خود خالصانه خدا را می خوانند اما هنگامی که خداوند آنان را نجات می دهد تنها برخی از آنان راه میانه، یعنی مسیر توحید را، انتخاب کرده وبر آن باقی می مانند " واذا غشیهم موج کالظلل دعوالله مخلصین له الدین فلما نجیهم الی البر فمنهم مقتصد ...( لقمان ، 32 ) 

 استمداد از نيروى ايمان و الطاف الهى عامل مهم ديگرى در اعتدال  است، كسانى هستند كه هر وقت دستخوش حوادث مى‏گردند، اعتدال خود را از دست داده، گرفتار اضطراب مى‏شوند، اما دوستان خدا چون برنامه و هدف روشنى دارند بدون حيرت و سرگردانى، مطمئن و آرام به راه خود ادامه مى‏دهند. لازمه‏ى ايمان، اعتدال است ،برای همین  به جاى آنكه بفرمايد: «فمنهم مؤمن»، فرمود «فَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ».در سوره کهف از قول اصحاب کهف نقل کرده که عقیده بر خلاف توحید را خارج از اعتدال دانسته اند:" و ربطنا علی قلوبهم اذ قاموا فقالوا ربنا رب السموات والارض لن ندعو من دونه الها لقد قلنا اذا شططا " ( کهف ، 14 ) در سوره جن نیز از قول مومنان جن نقل کرده که پس از ایمان به پیامبر اسلام (ص) شرک سفیهان از خود را امری خارج از اعتدال می دانستند " و انه کان یقول سفیهنا علی الله شططا "( جن ، 4 )  " شطط" (بر وزن وسط) به معنى خارج شدن از حد اعتدال و دور افتادن است، لذا به سخنانى كه دور از حق است، شطط گفته مى‏شود، و نيز به همين دليل حاشيه نهرهاى بزرگ كه از آب فاصله زيادى دارد و ديواره‏هايش بلند است" شط" ناميده مى‏شود.

 اعتدال در تشریع

قرآن کریم به عنوان اصلی ترین منبع احکام و معارف الهی . منزه  از هر گونه تناقض گویی و تک بعدی نگری است . قرآن در بیان نیازهای انسان به تمامی ابعاد وی توجه دارد . در تبیین ارزش های اخلاقی جامعیت بی نظیری داراست.در ارایه نظام حقوقی وکیفری همه جانبه نگر و مبرای از هر گونه نگاه افراطی میباشد در تشریع عبادات ،واقعیات و شرایط مکلفان در نظر گرفته شده است به راستی همان گونه که خود فرموده با تدبر در آن در می یابیم که خالی از ضد و نقیض و اختلاف است ( نساء ، 82 ) و همان گونه که خود فرموده  کتابی است "قیم"، معتدل و منزه از هر گونه کژی و انحراف "الحمد للّه الّذى أنزل على عبده الكتـب ولم ‌يجعل لّه عوجا* قيّما ...‌"(كهف‌(18)‌1‌و‌2)

"قيم" از ماده" قيام" گرفته شده ، هم   به معنى ثابت و استوار است، و  هم به معنى اعتدال و خالى بودن از هر گونه اعوجاج و كژى

اين كلمه كه به عنوان وصفى براى قرآن، بعد از توصيف به عدم اعوجاج در آيات فوق آمده است ،هم تاكيدى است بر استقامت و اعتدال قرآن و خالى بودن از هر گونه ضد و نقيض، و هم اشاره‏اى است به جاودانى بودن اين كتاب بزرگ آسمانى و هم الگو بودن براى حفظ اصالت ها و اصلاح كژي ها .

از ویژگی های دین اسلام اعتدال در برنامه های عبادی ،اخلاقی و اجتماعی آن است. قرآ ن کریم دین اسلام را " حنیف" ( معتدل ) ( روم ، 30   ، روم ، 43 ) " قیم " (  استوار و میانه )   ( روم ، 43 )    وهماهنگ با فطرت ( روم ، 30) معرفی کرده است .

 از كتب مختلف لغت استفاده می شود كه واژه "حنیف"  در اصل به معنى انحراف و كجى بوده، منتها در قرآن و اخبار اسلامى به معنى انحراف از شرك به سوى توحيد و هدايت به كار رفته است. انتخاب اين تعبير ممكن است در اصل به اين دليل باشد كه در جامعه‏هاى بت‏پرست هر كسى كه آئين آنها را رها مى‏كرد و به سوى توحيد گام بر مى‏داشت او را" حنيف" (منحرف) مى‏شمردند، و تدريجا اين تعبير براى پويندگان راه توحيد به عنوان يك تعبير رائج شناخته شد كه در حقيقت مفهومش انحراف از" ضلالت"  به " هدايت" بود، و لازمه آن همان توحيد خالص و اعتدال كامل و اجتناب از هر گونه افراط و تفريط است، ولى نبايد فراموش كرد كه اينها معانى ثانوى اين كلمه است.

 اسلام در ارائه  برنامه زندگی هم به امور مادی توجه دارد و هم به امور معنوی ،هم فرد را لحاظ کرده و هم جامعه را ، هم آخرت را مدنظر دارد هم دنیا را .

اسلام دینی است که در تشریع قوانین برای جامعه بشری به مقتضیات زمانی و شرایط و توان مکلفان توجه داشته است .

انعطاف پذیری برنامه های اسلام نسبت به تغییر شرایط ، موجب آن گردیده تا این آیین مقدس  ،چهره ای ملایم ،انسانی ،دلپذیر و مداراگر داشته باشد. در سوره نحل فرموده: « و عَلَى اللَّهِ قَصْدُ السَّبِيلِ... »( نشان دادن راه مستقیم بر عهده خداست) كلمه‏ى «قَصْدُ» به معناى اعتدال و ميانه‏روى است و مراد از «قَصْدُ السَّبِيلِ» راه ميانه، يعنى راه مستقيم است.

آسان گیری این آیین الهی در تمامی برنامه های آن نمایان است .قرآن کریم دین اسلام را ادامه آیین ابراهیم دانسته که از ویژگی های آن حنیف و معتدل بودن آن است.

و شعار آیین اسلام این است :( ... ما جعل علیکم فی الدین من حرج ملة ابیکم ابراهیم ...  » ( حج، 78)   «... مایرید الله لیجعل علیکم من حرج ..." (مایده ، 6) زیرا مبنای آن آسان گیری بر پیروان خود می باشد(... یریدالله بکم الیسر ولا یرید بکم العسر ..."(بقره، 185 )   (... یرید الله ان یخفف عنکم ...» ( نساء، 28 ) ،قرار گرفتن تیمم به جای وضو وغسل درشرایط بیماری،سختی و بی آبی ،قرار گرفتن کفارات و اعمال جای گزین عبادی و اقتصادی به منظور جبران خطاها ، معاف شدن ناتوانان ،بیماران از انجام تکالیف سخت و دشوار ،همه و همه نمونه هایی از اعتدال گرایی دین اسلام است .

قرآن کریم  اموری را که به شدت حرام کرده برای هنگام ضرورت و ناچاری مجاز دانسته [6].

قرآن مجید در کنار بیم دادن از عذاب به رحمت و نعمت های بهشتی امیدوار ساخته است به عبارتی خوف و رجا با هم مطرح شده اند[7].  

چنان چه بشارت و انذار در کنار هم آمده  واز انبیای الهی به عنوان مبشر و منذر یاد شده است " ...فبعث الله النبیین مبشرین ومنذرین ..."( بقره ، 213)  "... رسلا مبشرین ومنذرین ..." ( نساء ، 165 ) "ومانرسل المرسلین الا مبشرین ومنذرین" ( انعام ، 48 ؛ کهف ، 56 ) در باره رسول اکرم نیز فرموده : " فقد جاءکم بشیر ونذیر" ( مایده ، 29 ) ونیز فرموده :" ان انا الا نذیر و بشیر " ( اعراف ، 188 )

امت تربیت شده با تعالیم قرآن و سنت پیامبر اسلام که منطبق با قرآن کریم می باشد به طور مسلم امتی معتدل و بدون افراط و تفریط خواهد بود قرآن مجید امت اسلام را با صفت اعتدال و میانه رو معرفی کرده و فرموده است :"و كذالك جعلناكم امه وسطا لتكونوا شهداء علي الناس ..."( بقره آيه 143)

كلمه "وسط" هم به معنى ميانه دو چيز آمده، و هم به معنى زيبا و عالى ، و اين هر دو ظاهرا به يك حقيقت باز مى‏گردد زيرا معمولا شرافت و زيبايى هر چيزي در آن است كه از افراط و تفريط به دور و در حد اعتدال باشد

تعبير به حد وسط، تعبيرى است كه از يك سو مساله شاهد و گواه بودن امت اسلامى را مشخص مى‏سازد، زيرا كسانى كه در خط ميانه قرار دارند مى‏توانند تمام خطوط انحرافى را در چپ و راست ببينند! و از سوى ديگر تعبيرى است كه دليل مطلب نيز در آن نهفته است، و مى‏گويد: اگر شما گواهان خلق جهان هستيد به دليل همين اعتدال و امت وسط بودنتان است.

همان گونه (كه قبله شما يك قبله ميانه است) شما را نيز امت ميانه‏اى قرار داديم (كه در حد اعتدال كه ميان افراط و تفريط هستيد) تا گواه بر مردم باشيد و پيامبر هم گواه بر شما  . امت اسلام در هر شرایطی باید خود را منطبق با رسول اکرم (ص) نماید . قرآن کریم آن حضرت را به عنوان "شاهد" و "اسوه: (الگو و سرمشق ) معرفی کرده است و فرموده :" لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنة لمن کان یرجوالله والیوم الآخر و ذکر الله کثیرا ( احزاب ، 21 ) توجه دارید که الگوگیری از آن حضرت مشروط به ایمان به خدا ایمان به آخرت و زیاد به یاد خدا بودن شده است . وقتی پیامبر (ص) شاخص و معیار مسلمانی در تمامی ابعاد باشد نه می توان در کارها از او سبقت جست چنان چه قرآن مجید پیشی گرفتن بر آن حضرت را نهی کرده است :" یاایهاالذین آمنوا لاتقدموا بین یدی الله و رسوله و اتقواالله ان الله سمیع علیم" ( حجرات ، 1 ) و نه روا است که از او و سنت وی باز ماند . چرا که تمامی اوامر و نواهی آن حضرت به تایید الهی رسیده است :" ما آتیکم الرسول فخذوه و ما نهیکم عنه فانتهوا" ( حشر ، 7 )         

بی جهت نیست که در آیات متعددی اطاعت از خداوند و اطاعت از پیامبر(ص) در  کنار هم آمده است و فرموده :" ...اطیعوا الله و اطیعوا الرسول...( نساء ، 59  ؛ مایده ، 92 ؛     نور ، 54 ؛ محمد ، 33 ؛ تغابن ، 12 )    

 امتى كه از هر نظر در حد اعتدال باشد، نه كندرو و نه تندرو، نه در حد افراط و نه تفريط، الگو و نمونه است . رسول مکرم اسلام (ص) هماهنگ با قرآن کریم سفارش اکید به میانه روی دارند از آن حضرت چنین نقل شده است :" ایها الناس علیکم بالقصد ،علیکم بالقصد ،علیکم بالقصد[8].ای مردم بر شما باد میانه روی ، برشماباد میانه روی برشمابادمیانه روی .

و نیز آن حضرت فرمود :" خیارالامور اوسطها ولیکن احب الامور الیک اوسطها فی الحق[9]" بهترین کارها معتدل ترین آن هاست ، محبوب ترین کارها نزد تو معتدل ترین آن ها باشد . از امیر مومنان علی (ع) نیز وارد شده:"خیرالامور النمط الاوسط ..."بهترین کارها روش میانه است ...[10]"

 توصیف امت اسلام به اعتدال و شاهد بودن به خا طر وجود انسانهای والامقام ،عالم، متقی و حرکت کننده در خط مستقیم اسلام میباشد که اهل بیت پیامبر اسلام ( ص)  نمونه های کامل و  الگوها ی برجسته آنان می باشند .در روایات متعددی که از ائمه اهل بیت رسیده می خوانیم : "نحن الامة الوسطى[11] " ماییم امت میانه و نیز ازآن بزرگواران از جمله از امام باقر (ع) چنین نقل شده الینا یرجع الغالی و بنا یلحق المقصر  [12]»  غلوکنندگان ( افراطیون) باید به سوی ما بازگردند و مقصران باید کوتاهی را رها کرده و به ما ملحق شوند .

از امیرالمومنین (ع) نیز  چنین نقل شده:" بنایلحق التالی و الینا یفی الغالی[13]" جا مانده ها و کندروها به ما ملحق می شوند و پیش افتادگان و افراطی ها به سوی ما برمی گردند . در روایت دیگری از آن حضرت آمده است :" خیرشیعتی النمط الاوسط الیهم یرجع الغالی و بهم یلحق التالی [14]" بهترین شیعیان من گروه میانه و معتدل هستند تند روها باید به سوی آنان برگردند و کندروها به ایشان بپیوندند

 اعتدال درعبادت

شاید به نظر برخی افراد ، اعتدال در امر عبادت و پرستش خدا معنا نداشته باشد چه امری مهمتر از مساله عبادت ؟ اما آموزه های قرآن مجید در این باره نیز قابل توجه می باشد . قرآن کریم نماز و عبادت را در اوقات معینی واجب دانسته ، عبادت در شب را بسیار ستایش نموده[15] ولی  در باره نماز شب به پیامبر و مسلمانان توصیه میکند که با توجه به این که نماز شب با حفظ همه حدود و شرایط آن و در همه حالات مشکل می باشد لازم نیست تمام شب را ودر هر حالی به جا آورده شود بلکه به اندازه ای که توانایی دارید خدارا عبادت کنید و فرموده است "ان ربک یعلم انک تقوم ادنی من ثلثی الیل و نصفه و ثلثه و طائفه من الذین معک و الله یقدر الیل و النهار علم ان لن تحصوه فتاب علیکم فاقرء و اما تیسر من القران علم ان سیکون منکم مرضی و ءاخرون یضربون فی الارض یبتغون من فضل الله و ءاخرون یقتلون فی سبیل الله فاقرء  و اما تیسرمنه ..." همانا پروردگارت می داند که تو نزدیک به دو سوم شب  وگاه نیمی از آن و گاه یک سوم آن را به نماز برمی خیزی،و گروهی از کسانی که با تو اند ،نیز این گونه اند. چگونه خدا بی خبر باشد، در حالی که اوست که اندازه شب و روز را مقرر می کند ؟او دانست که همه  شما نمی توانید زمان تعیین شده برای عبادت شبانه را به شمار آورید؛ از این رو با رحمت خویش به شما روی کرد و تکلیف شمارا کاهش داد.اکنون لازم نیست دو سوم یا نیمی از شب یا یک سوم آن را به نماز برخیزید ،ولی هرچه از قران برای شما آسان است بخوانید. او همچنین دانست که برخی از شما بیمار خواهند شد و عده ای دیگر برای بدست آوردن روزی و برخورداری از فضل خدا سفر می کنند ، و گروهی دیگر در راه خدا پیکار می نمایند و بر آنان دشوار است که حدود نیمی از شب را به نماز برخیزند .بنابر این هر چه از قرآن برای شما آسان است بخوانید ( مزمل، 20) حتی در کیفیت نماز خواندن خداوند  به پيامبر ص دستور مى‏دهد:" نمازت را زياد بلند مخوان، زياد هم آهسته مخوان، بلكه ميان اين دو، راه اعتدال را انتخاب كن" "وَ لا تَجْهَرْ بِصَلاتِكَ وَ لا تُخافِتْ بِها وَ ابْتَغِ بَيْنَ ذلِكَ سَبِيلًا"(اسرا (17) 110)

نماز نه با فرياد همراه باشد و نه خيلي آهسته . بر خی با توجه به معنای لغوی " صلات " که به معنای دعا است آن را مختص نماز ندانسته و گفته اند مراد آن است که شخص در دعا شیوه متعادلی داشته باشد[16] ودر جای دیگری فرموده:"ادعواربکم تضرعا و خفیة انه لایحب المعتدین "( اعراف ، 55 )پروردگارتان را با فروتنی و در نهان بخوانید اگر جز این کنید تجاوزکارید و او تجاوزکاران را دوست نمی دارد .در آیه 27 سوره حدید مسیحیانی را که رهبانیت گزیدند مورد سرزنش قرارداده و فرموده ما چنین چیزی را از آنان نخواسته بودیم  و آن گونه که شایسته بود آن را مراعات نکردند " ورهبانیة ابتدعوها ما کتبناها علیهم فما رعوها حق رعایتها ..." از نظر اسلام انزواطلبی و تمام وقت به عبادت پرداختن مشروع قلمداد نشده است چنان چه از رسول مکرم اسلام نقل شده :" لا رهبانیة فی الاسلام [17]"  و یا فرمود" لیس فی امتی رهبانیة [18]"  و رهبانیت امت خود را جهاد دانست " رهبانیة امتی الجهاد " ( شرح احقاق الحق ، آ یة الله مرعشی نجفی ، ج 22 ، ص 217 )

 اعتدال در اخلاقیات

اعتدال در احترام به اولیای الهی

ميانه روى و اعتدال در همه جا لازم است و عشق به اولياى خدا نبايد سر از غلوّ درآورد.   قرآن کریم خطاب به مسیحیان که در باره حضرت عیسی غلو کرده و او را پسر خدا و همتای او می پنداشتند می فرماید :" یا اهل الکتاب لا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ ...» ( نساء ، 171)  ای اهل کتاب در دین خود غلو نکنید ...غلوّ كردن درباره‏ى انسان‏ها، گرچه پيامبر باشند، توهين به خداوند و نسبت ناروا دادن به اوست عیسی (ع) بنده خدا بود و هرگز از این که بنده خدا باشد،ابا نداشت  "لن یستنکف المسیح ان یکون عبدالله..."( نساء ، 172 )

 قرآن کریم ، از رسول گرامی اسلام (ص) با آن عظمت، در بیان ماجرای معراج آن حضرت به عنوان بنده خدا یاد کرده است " "سبحان الذی اسری بعبده لیلا من المسجد الحرام الی المسجد الاقصی ..."( اسراء ، 1) ودر آیه دیگری از آن حضرت به عنوان عبدالله یاد شده است " وانه لما قام عبدالله ..."( جن ، 19) اصرار بر بنده بودن آن حضرت و فرستاده خدابودن او از این جهت است که برخی همانند مسیحیان ، دچار غلو نشوند.

 اعتدال در راه رفتن

انسان موحد در تمامی ابعاد زندگی خود معتدل و به دور از افراط و تفریط است از اخلاق فردی گرفته تا اخلاق اجتماعی از سخن گفتن و راه رفتن تا عبادت و دعا کردن و انفاق نمودن . در سوره لقمان مواعظ لقمان به پسرش نقل شده . لقمان پس از نهی فرزندش از شرک ،  توجه به قیامت و حسابرسی از اعمال در قیامت ، بر پاداشتن نماز ، صبر بر ناملایمات، و دوری کردن از تکبر چنین سفارش کرده :" ولاتمش فی الارض مرحا ..." ( لقمان ، 18 )و در روی زمین با غرور و تکبر قدم بر مدار سپس سفارش به انتخاب راه میانه در راه رفتن کرده است و چنین گفته :" واقصد فی مشیک ..." پسرم!) در راه رفتن اعتدال را رعايت كن. متعادل راه رفتن نشانه تعادل روحی است انسانی که با تکبر و نخوت قدم برمی دارد، نشان دهنده عدم توازن در روحیات او است از این رو است که در سوره اسراء نیز در ضمن سفارش های اخلاقی  فرموده:" ولاتمش فی الارض مرحا انک لن تخرق الارض ولن تبلغ الجبال طولا"در روی زمین از سر کبر و غرور گام بر مدار چرا که نمی توانی زمین را بشکافی و طول قامتت هرگز به کوه ها نمی رسد .

و در آیات 63 -75 سوره فرقان در مقام ستایش از بندگان خاص خداوند   (عباد الرحمان )  به دوازده صفت از اوصاف آنان اشاره کرده است جالب این که  از بین تمامی صفات فردی و اجتماعی (عبادت ، دعا، انفاق، اجتناب از مجالس لهو و لعب، ) آنان از راه رفتن آنان شروع شده و فرموده:" الذین یمشون علی الارض هونا..."( فرقان ، 63 ) بندگان خاص خداوند کسانی هستند که با آرامش و بی تکبر بر روی زمین راه می روند

 اعتدال در گفتار

سخن گفتن با دیگران می تواند همراه با داد و بیداد وفریاد کردن و یا خیلی آ هسته بدون این که مخاطب ، متوجه گفته ها بشود باشد . سفارش دیگر لقمان به پسرش مراعات میانه روی در سخن گفتن با مردم است :" (وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ).

از سفارش به اعتدال در دو امر کوجک مانند راه رفتن و سخن گفتن پی می بریم که رعایت اعتدال در تمامی امور لازم است ذکر این دو از باب مثال بوده است .

 اعتدال در شادي

از نظر قرآن کریم سرور و شادی به طور مطلق مذمت نشده  در آیه ای از قرآن چنین می خوانیم:" قل بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا " ( یونس، 58 )

" فضل" به معنى هر چيزى است كه بيش از مقدار لازم از مواهب و نعمتها بوده باشد و اين يك مفهوم مثبت و ارزنده دارد ولى گاه معنى مذموم و نكوهيده‏اى دارد و به معنى خارج شدن از حد اعتدال و رفتن به سوى افراط است و غالبا به صورت فضول (جمع فضل) به كار مى‏رود ماند" فضول الكلام" يعنى حرفهاى زيادى.

از اين آيه ممكن است، استفاده شود كه فرح و سرور در برابر كار نيكى كه انسان توفيق انجام آن را يافته (اگر به صورت معتدل باشد، و مايه غرور و خودپسندى نگردد) نكوهيده نيست. و همچنين علاقه به تشويق و تقدير، در برابر كارهاى نيكى كه انجام شده، آنهم اگر در حد اعتدال باشد و انگيزه اعمال او نباشد مذموم نخواهد بود، زيرا اينها غريزى انسان است. و یا به طور مثال قرآن فرموده بر اثر پیروزی رومیان ( به دلیل این که خداپرست بودند ) بر ایرانیان( به دلیل این که آتش پرست بودند ) شادمان شدند " غلبت الروم فی ادنی الارض و هم من بعد غلبهم سیغلبون ... و یومِیذ یفرح المومنون "( روم ، 3 و 4 )    و این عمل مذمت هم نشده ، معلوم می شود به هنگام پیروزی خداپرستان و  غلبه حق و به طور کلی در مناسبت هایی که توفیقی حاصل شده سرور و اظهار شادی امری پسندیده است

 آن چه ناروا و ناپسند است شادی به ناحق و از روی غفلت و بیهوده گرایی واز روی تکبر است در آیه 75 سوره غافر  در رابطه با عذاب کافران فرموده :" ذلکم بما کنتم تفرحون فی الارض بغیرالحق و بما کنتم  تمرحون" در قرآن کریم از شادی به ناحق و از روی سرمستی و تکبر به " مرح " ( افراط در شادی) تعبیر شده است .

 اعتدال در قلمرو امور اجتماعی

قرآن کریم دستورالعمل های خود را در زمینه های مختلف با امر به تقوا یا نهی از تندروی و افراط تعدیل کرده است. به طور مثال  در سوره مایده که بخش مهمی از آن به امور اجتماعی و خانوادگی اختصاص یافته در موارد متعددی از افراطی گری و تجاوز از خط اعتدال نهی کرده است در آغاز این سوره پس از دعوت مومنان به پای بندی به پیمان های خود و لزوم حفظ حرمت شعایر الهی ، و ماه های حرام  و قربانی حج و حفظ حرمت راهیان خانه خدا  فرموده است :"ولایجرمنکم شنءان قوم ان صدوکم عن المسجدالحرام ان تعتدوا ...) ودشمنی گروهی از مردم که شما را از ورود به مسجدالحرام باز داشتند وادارتان نکند که بر آنان تعدی کنید ..." قابل توجه این که پس از بیان چند ین حکم مر بوط به امور عبادی و اقتصادی واجتماعی مجددا فرموده است:" ... ولایجرمنکم شنئان قوم علی الا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی ..." ومبادا دشمنی شما با قومی  وادارتان کند که به عدالت رفتار نکنید به عدالت رفتار کنید  که آن به تقوا نزدیک تر است ( مایده ، 8 ) واژه های فساد ، اسراف ، اعتداء و مشتقات آن ها که در قرآن مجید در موارد مختلفی آمده در جهت ایجاد اعتدال و جلوگیری از تندروی است به عنوان مثال در سوره اعراف فرموده  :" ولاتفسدوا فی الارض بعداصلاحها..( اعراف،56 و 85 )

فساد كه نقطه مقابل صلاح است، به هر گونه تخريب و ويرانگرى گفته مى‏شود، و به گفته" راغب" در" مفردات"، فساد هر گونه خارج شدن اشياء از حالت اعتدال است، كم باشد يا زياد، و نقطه مقابل آن صلاح است . به گفته برخی بر هم زدن تعادل در هر چیزی موجب فساد می شود[19].

از مجموع اين آيات كه در سوره‏هاى مختلف قرآن آمده به خوبى استفاده مى‏شود كه فساد به طور كلى، يا فساد فى الارض يك معنى بسيار وسيع دارد كه بزرگترين جنايات همچون جنايات فرعون و ساير جباران، و كارهاى كمتر از آن را و حتى گناهان همچون كم‏فروشى و تقلب در معامله را شامل مى‏شود، و البته با توجه به مفهوم وسيع فساد كه هر گونه خروج از حد اعتدال را شامل مى‏شود، اين وسعت كاملا قابل درك است. از جمله کسانی که خداوند آنان را دوست ندارد کسانی اند که از اعتدال در امور خارج شده وراه افراط وزیاده روی را پیشه خود سازند به این آیات توجه کنید: " ان الله لایحب المعتدین" ( بقره ، 190 ، مایده ، 87 ) " انه لایحب المسرفین "( انعام ،141 ، اعراف ، 31 ) "والله لایحب المفسدین" ( مایده ، 64 ) "ان الله لایحب المفسدین" ( قصص ، 77 )

 اعتدال در حکم  جهاد

به آیات جهاد که نگاه می کنیم می بینیم در کنار امر به جهاد نهی از زیاده روی وجود دارد " وقاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم و لا تعتدوا ان الله لایحب المعتدین" ( بقره ، 190 ) در کنار امر به جهاد تشویق به صلح و آشتی با دشمن نیزشده است " وان جنحوا للسلم فاجنح لها" ( انفال ، 61) در وجوب جهاد نیز ملاحظه شرایط مکلفان ،شده است و از ضعیفان و بیماران و به طور کلی معذورین ، جهاد واجب نشده است ( توبه ، 91 ؛ نور ، 61 ؛ فتح ، 17 )

اعتدال در احکام کیفری

قرآن کریم ضمن تاکید بر داشتن قاطعیت در اجرای   احکام کیفری آن ها را با سفارشات اخلاقی ، همراه و تلطیف کرده است. به طور مثال پس ازتشریع قصاص  بلافاصله فرموده :"فمن عفی له من اخیه شی فاتباع بالمعروف و اداء الیه باحسان ذلک تخفیف من ربکم و رحمة ..."(بقره ، 178) پس هرکس مرتکب قتل شد و ازسوی ولی مقتول ، به حکم این که برادر دینی او است چیزی از حق قصاص  به وی بخشیده شد ، باید ولی مقتول به طورشایسته  در صدد گرفتن دیه برآید وقاتل نیز به خوبی و با پرهیز از تا خیری آزاردهنده دیه را بپردازد این حکم ، تخفیف و رحمتی از جانب پروردگار شما است ...) برای ولی دم حق قصاص تشریع شده ولی خروج از حد اعتدال روا شمرده نشده است " ومن قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا فلایسرف فی القتل انه کان منصورا " ( اسراء ، 33 ) پس از تشریع حکم محارب بلا فاصله از پذیرش توبه او در صورت توبه وآمرزش و مهربانی خدا سخن رفته است ( مائده ، 33 و 34 ) پس از بیان حکم سارق فرموده اگر توبه کند و خود را اصلاح کند خداوند  توبه اش را میپذیرد چرا که خداوند آمرزنده و مهربان است ( مایده ، 38 و 39) در سوره نور پس از بیان کیفر زناکار و کیفر تهمت زنندگان به زنان پاکدامن فرموده است مگر کسانی که پس از اجرای حد توبه کنند و کارهای خود را اصلاح نمایند چرا که خداوند آمرزنده گناهان و رحمت آورنده بر توبه کنندگان است ( نور ، 2-5 )

 و فرموده است که در تورات بر بنی اسراییل واجب کردیم که در امر قصاص نفس و اعضاء ، نفس در برابر نفس ، چشم در برابر جشم ، بینی در برابر بینی ، گوش در برابر گوش ، دندان در برابر دندان و همین طور هر جراحت و نقصانی که بر فردی وارد شود طرف مقابل به همان اندازه حق قصاص دارد :" وکتبنا علیهم فیها ان النفس بالنفس والعین بالعین والانف بالانف والاذن بالاذن والسن بالسن والجروح قصاص فمن تصدق به فهو کفارة له..." ( مایده ، 45 )با وجود تشرع حق قصاص برای ولی مقتول و شخص آسیب دیده ، با جمله "} فمن تصدق به فهو کفارة له" ترغیب به گذشت کرده ، هرکس عفو کند، گذشت وی  کفاره گناهان او به شمار می رود   .

قرآن به طور کلی فرموده:"... فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل مااعتدی علیکم واتقوا الله  ... "( بقره ، 194 )

به هر حال آيات فوق درس بسيار بزرگى است براى امروز و فرداى مسلمانان و همه آيندگان كه به هنگام آلودگى بعضى از افراد به گناه و لغزشى، نبايد در كيفر از حد اعتدال تجاوز كرد، نبايد آنها را از جامعه اسلامى طرد نمود، و نبايد درهاى محبت و رحمت را به روى آنها بست تا يكباره در دامن دشمنان سقوط كنند و در صف آنها قرار گيرند.

معمولا قرآم کریم پس از تشریع حکمی از احکام به ویژه احکامی که مربوط به رعایت حقوق دیگران است سفارش به تقوا نموده است رعایت تقوا در این موارد یعنی دچار تفریط و زیاده روی نشدن مسلط بودن بر هواهای نفسانی شناخت حدود الهی و تجاوز نکردن از آن ها

 اعتدال در برخورد با غیر مسلمانان

 یک مسلمان  در برخورد با غیر مسلمان باید چگونه رفتار کند ؟ آیا هرگونه ارتباطی آزاد است ؟ و یا هر گونه رابطه ای ممنوع است ؟ دستورالعمل قرآن دراین باره بینا بین و متعادل است .از نظر قرآن رابطه تنگاتنگ و صمیمانه با غیر همکیش جایز نیست ولی چنین نیست که روابط اجتماعی متعارف و رفتار حسنه با آنان ممنوع باشد

قرآن کریم به ما دستور داده به  کافران و غیر همکیشان خود اعتماد نکنید و آنان را همراز خود نگیرید  زیرا آنان از هیچ شری در مورد شما کوتاهی نمی کنند و دوست دارند شما به زحمت بیفتید  ( آل عمران، 118 )ودر جای دیگر فرموده :" یا ایها الذین آمنوا لاتتخذواالکافرین اولیاء من دون المومنین..."( نساء، 144 ) ودر آیه دیگری فرموده یهودیان و نصارا دوستان خود مگیرید ( مایده ، 51 ) ودر آیه 57 همین سوره از دوستی با اهل کتاب و کافران نهی کرده  و در سوره ممتحنه از دوستی با دشمنان خدا ودشمنان مسلمانان نهی کرده است ،ولی در همین سوره فرموده: "لاینهیکم الله عن الذین لم یقاتلوکم فی الدین و لم یخرجوکم من دیارکم ان تبروهم  و تقسطوا الیهم  ان الله یحب المقسطین "( ممتحنه ، 8 ) حتی به منظور جذب غیر مسلمان به اسلام و برای تالیف قلوب می توان به آن ها زکات داد ( توبه ، 60 )

 اعتدال در امور خانوادگی

اعتدال گرایی در قوانین تشریعی قرآن به طور همه جانبه است در امور خانوادگی نیز از یک جانبه گرایی بر حذر داشته است  درایه 128 نساء اشاره کرده در صورت ناسازگاری شوهر اشکالی ندارد که زن با گذشت بخشی از حقوقش میان خودشان صلح و سازش بر قرار کنند وسازش را بهتر از جدایی دانسته است " والصلح خیر " و درپایان آیه نیز تشویق به احسان و تقواپیشگی شده است.

از واژه های پر معنا و عاطفی که در موضوعات اجتماعی به ویژه مسایل خانوادگی به کار رفته واژه" معروف " است "معروف" یعنی شناخته شده ،متعارف، نه به جانب افراط ونه به جانب تفریط. در موضوعات زیر درکنارالزامات بیان شده راجع به حقوق خانوادگی  واژه یاد شده فضای بحث را عاطفی و احساسات گرم را پراکنده می کند در باره قصاص( بقره، 178)  در امر وصیت ( بقره، 180) در مورد رعایت حقوق زنان مطلقه ( بقره، 228  ،  233، 236 ، 241  ) در مورد نفقه زنان شیرده ( بقره 233 ) در باره رفتار با زنان شوهر مرده ( بقره ، 234 )  در مورد استفاده  ولی یتیم به عنوان کارمزد از اموال یتیم ( نساء ، 6) در باره معاشرت شوهران با همسران خود ( نساء ،  19 ) در مورد ازدواج  و پرداخت مهریه ( نساء ، 25) آیا همه آن چه گفته شد نمی تواند دلیل قاطعی بر تعدیل وکنترل حس کینه جویی و انتقام و مهار کردن احسا سات غلیان کرده و به منظور ایجاد تعادل و جلو گیری از تعدی و افراطی گری باشد ؟

 اعتدال در مصرف

اعتدال در استفاده از خوراكي ها

قرآن کریم در باره استفاده از خوراکی ها و نوشیدنی ها فرموده : " کلوا واشربوا ولا تسرفوا" ( اعراف ، 31 )  

" اسراف" به معنى تجاوز از حد اعتدال است، و اين جمله مى‏تواند اشاره به عدم اسراف در خوردن و يا عدم اسراف در بخشش بوده باشد، زيرا پاره‏اى از اشخاص به قدرى دست و دل‏بازند كه هر چه دارند به اين و آن مى‏دهند و خود و فرزندانشان معطل مى‏مانند.

اعتدال در خوردن و نوشیدن عامل سلامتی افراد است . پرخوری باعث افزایش مواد قندی و چربی های زیان آور و  انواع بیماری ها می شود و راهى براى جلوگيرى از آن جز رعايت اعتدال در غذا نيست، افراط در تغذيه با توجه به عدم تحرك جسمانى كافى، يكى از عوامل اصلى این بیماری ها است  و براى از بين بردن آنها راهى جز حركت كافى و ميانه‏روى در تغذيه نيست. كلمه" اسراف" كلمه بسيار جامعى است كه هر گونه زياده روى در كميت و كيفيت و بيهوده‏گرايى و اتلاف و مانند آن را شامل مى‏شود، و اين روش قرآن است كه به هنگام تشويق به استفاده كردن از مواهب آفرينش، فورا جلو سوء استفاده را گرفته و به اعتدال توصيه مى‏كند.

 اسلام، اعتدال را در استفاده از گوشت توصيه مى‏كند، نه مانند گياهخواران اين منبع غذايى را بكلى تحريم كرده، و نه مانند مردم عصر جاهليت و گروهى از به اصطلاح متمدنان زمان ما اجازه استفاده از هر نوع گوشتى (حتى سوسمار و خرچنگ و انواع كرمها) را مى‏دهد.

سفارش خداوند به مومنان این است که از امور پاکیزه استفاده کنید ولی زیاده روی نکنید "يـأيّها الّذين ءامنوا لاتحرّموا طيّبـت ما أحلّ اللّه لكم ولاتعتدوا إنّ اللّه لايحبّ المعتدين "( مایده ، 87 )

 اعتدال در استفاده از زينت ها

در مورد استفاده از انواع زينتها، اسلام مانند تمام موارد، حد اعتدال را انتخاب كرده است، نه مانند بعضى كه مى‏پندارند استفاده از زينتها و تجملات هر چند به صورت معتدل بوده باشد، مخالف زهد و پارسايى است، و نه مانند تجمل‏پرستانى كه غرق در زينت و تجمل مى‏شوند، و تن به هر گونه عمل نادرستى براى رسيدن به اين هدف نامقدس مى‏دهند. بلکه استفاده از زینت ها و  امور پاکیزه حلال شمرده شده است " قل من حرم زینة الله التی اخرج لعباده و الطیبات من الرزق قل هی للذین آمنوا فی الحیوة الدنیا خالصة یوم القیمة ..."( اعراف ، 32 ) آن چه را خداوند ممنوع و حرام کرده کارهای زشت و گناه و تجاوز و شرک است ( اعراف ، 33 )

  اعتدال در انفاق‏

از آنجا كه رعايت اعتدال در همه چيز حتى در انفاق و كمك به ديگران، شرط است، در سوره اسراء آیه 26 پس از امر به انفاق به خویشاوندان ، بینوایان، و در راه ماندگان فرموده :" ولا تبذر تبذیرا " هرگز اسراف و ریخت و پاش نکن و در آ یه 29 همین سوره فرموده :" ولا تجعل یدک مغلولة الی عنقک و لا تبسطها کل البسط فتقعد ملوما محسورا " ودست خویش را بر گردن مبند و بسیار هم آن را مگشا که هر چه داری ببخشی ودر نتیجه نکوهیده و برهنه بر جای بنشینی . بعضى از مفسران در پيوند آيه  30   این سوره  با آيات قبل، احتمال داده اند  این آیه در حكم دليل براى نهى از افراط و تفريط در انفاق است، مى‏گويد حتى خداوند با آن قدرت و توانايى كه دارد در بخشش ارزاق حد اعتدال را رعايت مى‏كند، نه آن چنان مى‏بخشد كه به فساد كشيده شوند، و نه آن چنان تنگ مى‏گيرد كه به زحمت بيفتند، همه اينها براى رعايت مصلحت بندگان است.

بنا بر اين سزاوار است كه شما هم به اين اخلاق الهى متخلق شويد، طريق اعتدال در پيش گيريد، و از افراط و تفريط بپرهيزيد.

از خود آيات قرآن به خوبى استفاده مى‏شود، اسراف ، نقطه مقابل تنگ گرفتن و سختگيرى است آنجا كه مى‏فرمايد "وَ الَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً" : كسانى كه به هنگام انفاق، نه اسراف مى‏كنند و نه سختگيرى و بخل ميورزند بلكه در ميان اين دو" حد اعتدال و ميانه را مى‏گيرند" (فرقان- 67).

" اسراف" به معنى خارج شدن از حد اعتدال، بى آنكه چيزى را ظاهرا ضايع كرده باشد، و يا غذاى خود را آن چنان گرانقيمت تهيه كنيم كه با قيمت آن بتوان عده زيادى را آبرومندانه تغذيه كرد.

بعضی گفته اند ، اسراف هر گونه تجاوز از حد اعتدال و گرایش به افراط و تفریط است [20].

با در نظر گرفتن آيات فوق كه دستور به "رعايت اعتدال در انفاق" مى‏دهد اين سؤال پيش مى‏آيد كه در سوره" دهر" و آيات ديگر قرآن و همچنين روايات ستايش و مدح ايثارگران را مى‏خوانيم كه حتى در نهايت سختى از خود مى‏گيرند و به ديگران مى‏دهند، اين دو چگونه با هم سازگار است؟! دقت در شان نزول آيات فوق، و همچنين قرائن ديگر، پاسخ اين سؤال را روشن مى‏سازد و آن اينكه: دستور به رعايت اعتدال در جايى است كه بخشش فراوان سبب نابسامانيهاى فوق العاده‏اى در زندگى خود انسان گردد، و به اصطلاح" ملوم و محسور" شود.

از اين گذشته رعايت اعتدال يك حكم عام است و ايثار يك حكم خاص كه مربوط به موارد معينى است و اين دو حكم با هم تضادى ندارند.

سؤال دوّمِ مردم درباره‏ى انفاق است كه مى‏پرسند چه چيزى را انفاق كنند؟ " وَ يَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُون‏ قُلِ الْعَفْو" (  بقره ، 219 ) آيه در جواب مى‏فرمايد

           عفو را! عفو در لغت علاوه بر گذشت و آمرزش به معناى حدّ وسط، مقدار اضافى، و بهترين قسمت مال آمده است و هر يك از اين معانى نيز با آيه سازگار است و ممكن است مراد از عفو، همه‏ى اين معانى باشد. يعنى اگر خواستيد انفاق كنيد، هم مراعات اعتدال را نموده و همه‏ى اموالتان را يك جا انفاق نكنيد تا خود نيازمند نشويد و هم در موقع انفاق، از بهترين اموال خود بدهيد.

ودر آیه دیگری فرموده. «وَ آتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصادِهِ وَ لا تُسْرِفُوا انه لایحب المسرفین» ( انعام ، 141 ) خطاب آیه به صاحبان اموال است که نباید همه اموال خود را  در راه خدا انفاق کنند علاوه بر آن آیه معنای عام هم می تواند داشته باشد[21].

 اعتدال در ارزيابي ديگران

قرآن کریم در ارزیابی افراد و گروه ها با نظر انصاف برخورد کرده است در ارزیابی از اهل کتاب ، افراد حق طلب آنان را مورد ستایش قرار داده است و فرموده :در ميان انبوه بدكاران، گروهى هم معتدلند. "مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ" ( مایده ، 66 ) در انتقاد از اهل کتناب و رفتار ناروای آنان با مسلمانان حساب اقلیتی را که مومن و صالح بوده اند جدا کرده و فرموده است:" منهم المومنون و اکثرهم الفاسقون" ( آل عمران،110) و یا فرموده  "و ان اکثرکم فاسقون" (مائده ،59) ودر ارزیابی مشرکان فرموده :"و اکثرهم فاسقون"(توبه ،8) و یا فرموده :" اکثرهم للحق کارهون"(مومنون،70) در ارزیابی فرعونیان نیز فرموده "اکثرهم لا یعلمون"(اعراف ،130 و131)  و در باره کافران نیز فرموده "واکثرهم لایعقلون "( مائده ،103) در سوره قلم (آیات 17-33 ) به بیان سرگذشت صاحبان باغ سرسبزی که بر اثر بخل از انفاق به مساکین تبدیل به باغ سوخته شد ، از یکی از صاحبان باغ به عنوان فردی که ازنظر عقل و خرد اعتدال داشت ، یاد کرده که پس از مشاهده باغ سوخته  آنان را سرزنش کرد :" قال اوسطهم الم اقل لکم لولا تسبحون "

" اوسط " به معنى كسى است كه در سرحد اعتدال از نظر عقل و خرد و دانش باشد، بعضى آن را حد وسط در سن و سال معنى كرده‏اند، ولى اين معنى بسيار بعيد به نظر مى‏رسد، چرا كه ارتباطى ميان سن و گفتن چنين سخن پرمحتوايى نيست، ارتباط ميان عقل و خرد و چنين سخنانى است.

انسان خواه‏ناخواه علاقه به مال دنيا دارد چرا كه گذران زندگى او به وسيله آن مى‏باشد، و اين علاقه در حد اعتدال مذموم نيست، مهم آن است كه نيازمندان را هم در اموال خود سهيم كنيد، نه تنها حقوق واجب الهى را بپردازد بلكه از انفاق هاى مستحبّ نيز خوددارى نكند . ملاحظه می  کنید که در ارزیابی گروه های مختلف مشرکان و کافران همه را با یک دید ننگریسته و حساب اقلیت مومن و دانشمند و عاقل آنان را از اکثریت جدا کرده است . پس هيچ گاه همه ی افراد يك مجموعه، نژاد، منطقه و مذهب را تخطئه نكنيم.

 تا بدینجا روشن شد که از نظر قرآن میانه روی در همه امورامری پسندیده و مطلوب است قرآن یادآور شده که خروج از راه میانه و افراط و تفریط و عبور از خط اعتدال کاری شیطانی است شیطان است که به بدی ها و خروج از اعتدال گرایی فرمان میدهد  

"إِنَّما يَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَ الْفَحْشاء"

" فحشاء" از ماده" فحش" به معنى هر كارى است كه از حد اعتدال خارج گردد و صورت" فاحش" به خود بگيرد، بنا بر اين شامل تمامى منكرات و قبائح واضح و آشكار مى‏گردد، اما اينكه مى‏بينيم اين لفظ امروز در مورد اعمال منافى عفت يا در مورد گناهانى كه حد شرعى دارد به كار مى‏رود در واقع از قبيل استعمال لفظ" كلى" در بعضى از مصاديق آن است.

 الگوهاي اعتدال

ابراهیم(ع)

در قرآن مجيد پيامبر (ص)مسلمانان مامور به تبعيت از دين ابراهيم (ع) شده اند در يك جا فرموده : "فاتبعوا مله ابراهيم حنيفا"( آل عمران، 95)ودر جاي ديگري فرموده: "واتبع مله ابراهيم حنيفا"( نسا ، 125) از ويژگي هاي دين حضرت ابراهيم حنيف بودن آن است    "حنيف" يعني معتدل و به دور از انحراف[22].

 عباد الرحمان

در زمينه اعتدال ،عباد الرحمان به عنوان انسان هايي معتدل و به دور از افراط و تفريط معرفي شده اند و در شان آنان فرموده : " والّذين إذا أنفقوا لم يسرفوا ولم يقتروا وكان بين ذلك قوام"(فرقان‌(25) 67) وکسانی که چون هزینه می کنند اسراف نمی کنند و خست نمی ورزند بلکه میان این دو، راه اعتدال را می گیرند .

در يكى از روايات اسلامى، تشبيه جالبى براى اسراف و" اقتار" و حد اعتدال شده است و آن اينكه هنگامى كه امام صادق ع اين آيه را تلاوت فرمود مشتى سنگ‏ريزه از زمين برداشت و محكم در دست گرفت، و فرمود اين همان" اقتار" و سخت‏گيرى است، سپس مشت ديگرى برداشت و چنان دست خود را گشود كه همه آن به روى زمين ريخت و فرمود اين" اسراف" است، بار سوم مشت ديگرى برداشت و كمى دست خود را گشود به گونه‏اى كه مقدارى فرو ريخت و مقدارى در دستش بازماند، و فرمود اين همان" قوام" است.

 در روایات وارد شده از ائمه معصومین (ص) آسان شدن امور[23]  کسب سلامتی[24]  محبوب و مورد تمجید دیگران واقع شدن [25] تحصیل روزی حلال[26]  از آثار میانه روی شمرده شده است  و همین طور در روایات اشاره شده که  ترک اعتدال ، انحراف[27]  و حسرت[28]  را در پی خواهد داشت .

 مردان خدا

در آیات 146 و 147 سوره آل عمران از کسانی به نام ربییون ( = مردان الهی ) نام برده است از صفات این مردان ، جهاد در راه  خدا ، استقامت در برابر سختی ها و برد باری در برابر ناملایمات است . دعای این انسان های والامقام به در گاه خداوند چنین است :" ربنا اغفر لنا ذنوبنا واسرافنا فی امرنا ..."پروردگارا گناهان ما و زیاده روی  ما در کارمان را بر ما ببخش .

در سوره بقره از کسانی تمجید شده که از خداوند هم حسنه و نعمت دنیوی را خواهانند و هم حسنه و نعمت آخرتی را :" و منهم من یقول ربنا آتنا فی الدنیا حسنة وفی الآخرة حسنه ..." ( بقره ، 202 )

 اهل بیت

 در آيه اي از قرآن كريم  خبر از گروهي  معتدل در ميان امت اسلام داده است "ثمّ أورثنا الكتـب الّذين اصطفينا من عبادنا فمنهم ظالم لّنفسه ومنهم مّقتصد ومنهم سابق بالخيرت بإذن اللّه ذلك هو الفضل الكبير" فاطر‌(35)‌32)

از این آیه استفاده می شود که اعتدال امت اسلام و شاهد بودن آن بر سایر امت ها به سبب وجود افرادی است که نقش شاخص و معیار را در جهت نشان دادن راه مستقیم و معتدل ، بدون انحراف به چپ و راست دارند .در روایات وارده از معصومین (ع) مقصود از آیه ، اهل بیت پیامبر (ع) دانسته شده است[29]

 از افاضات دوست فاضل وگرانقدرم استاد علی جان کریمی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   |